السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

333

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

ممكن است نويسنده باشد . اين نوع امكان ويژهء امورى است كه در زمان آينده تحقق مىيابند و هنوز واقع نشده‌اند تا ضرورت به شرط محمول داشته باشند . ثبوت اين امكان در واقع با نوعى گمان و غفلت همراه است ، غفلت از آن‌كه پديده‌هاى مربوط به آينده يا واجبند و يا محال ، چراكه يك پديده ، درهرحال ، به عللى منتهى مىگردد كه يكى از دو طرف را براى آن حتمى و قطعى مىكند . اين معنا را « امكان استقبالى » مىنامند . [ اصطلاحات گوناگون امكان ] امكان اصطلاحات گوناگونى دارد كه به پاره‌اى از آنها در اين فصل اشاره مىشود . 1 . امكان خاص يا خاصّى امكان خاص به معناى سلب ضرورت وجود و عدم از ذات موضوع است و قسيم وجوب ذاتى و امتناع ذاتى مىباشد . در اين اصطلاح وقتى مىگوييم : « انسان ممكن است » معنايش آن است كه انسان نه اقتضاى وجود دارد و نه اقتضاى عدم ، و به عبارتى ، نه وجود برايش ضرورت ذاتى دارد و نه عدم . وجه تسميه : اين معناى از امكان به دليل آن‌كه نسبت به معناى دوم كه براى آن ذكر خواهد شد ، محدودتر است ، « امكان خاص » ناميده شده ، و چون در تعبيرات خواص به كار مىرود ، به آن « امكان خاصى » ( منسوب به خاصه ) نيز مىگويند . 2 . امكان عام يا عامى امكان عام از جانب مخالف قضيه سلب ضرورت مىكند . در اين اصطلاح وقتى گفته مىشود : « انسان ممكن است » معنايش اين است كه سلب وجود از انسان ( يعنى جانب مخالف قضيه ) ضرورت ندارد و به عبارتى ، وجود انسان ممتنع نمىباشد . اما بيان نمىكند كه ثبوت وجود براى انسان ( يعنى جانب موافق قضيه ) ضرورى است ، يا نه . بنابراين ، هردو احتمال در مورد آن مىرود . حاصل آن‌كه امكان عام در قضيهء موجبه ، فقط نفى امتناع مىكند ، اما وجوب را نه اثبات مىكند و نه سلب ، و لذا هم با وجوب جمع مىشود ، مانند : « خداوند ممكن